سيد محمد خالد غفارى

78

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )

در مواليد ثلاثه ، حاصل غلبهء عنصر « ارض » ( زمين ) در آنهاست و چون « اسفندارمذ » ، هم طبيعت نورى « ارض » و هم ربّ النوع آن است ، علاوه بر حفظ نوع ارض ، به جهت غلبهء اين عنصر در مواليد ثلاثه ، عنايت زيادى به آنها هم دارد . و در اين مورد است كه مىفرمايد : « . . . و طبيعة كلّ شىء اذا اخذ غير كيفيّاته فهو النّور الّذى يكون ذلك الشيء صنمه . . . » . « 1 » و امّا « اسفندارمذ » در فرهنگ ايران باستان : سپندار مذ پاسبان تو باد * ز خرداد روشن روان تو باد ( فردوسى ) گفتيم كه اصطلاح « اسفندارمذ » و توجيهات فلسفى آن در آثار شيخ اشراق ، بدون شك مقتبس از فرهنگ ايران باستان است ، منتها با اختلافاتى در تعابير ، كه آن را با فرهنگ اشراقى - اسلامى ، سازگار سازد ؛ لذا بررسى مختصر ساختمان لفظى و بار معنايى اين اصطلاح در فرهنگ ايران باستان مسأله را بيشتر روشن مىكند : اسفندارمذ يا « اسپندارمذ » ) Espandar - maz ( در فارسى ، و سپندارمت در پهلوى ، در اوستا : « سپنتا آرمثتى » ) Spenta - Armaiti ( بوده است . « سپنت » در اوستا صفت است در تأنيت « سپنتا » ، يعنى پاك ، مقدّس ، برابر « سانكتوس » در لاتين . اين صفت در اوستا از براى خود اهورامزدا و گروهى از ايزدان و مردمان و جز آن آمده است . « سپنتا آرمتى » در اوستا از دو كلمه تركيب يافته است و دومين جزو آن « آرمتى » است ، و آن نيز از دو كلمه ساخته شده است : « آرم » كه از قيود است به معنى « درست » يا آنچه شايد و بجاست ، و آن خود جداگانه در اوستا به كار رفته است ؛ و ديگرى « متى » ) mati ( ، از مصدر « من » اوستايى به معنى « انديشيدن » . در مقابل « ترومتى » كه به معنى باد سرى و خيره‌سرى و ناسازگارى است . بنا بر آنچه گذشت « آرمتى » با صفت خود « سپنتا » ( سپنتا آرمتى ) كه در فارسى « سپندار مذ » شده است ، يعنى فروتنى پاك يا تواضع مقدس . « 2 »

--> ( 1 ) حكمة الاشراق ، ص 200 . ( 2 ) اين قسمت از توضيحات بيشتر برگرفته از لغتنامهء دهخداست كه آن هم گرفته شده از فرهنگ ايران باستان تأليف پورداود است .